السيد عبد الحسين الطيب
16
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)
بر طرف نميشود ، و كفر در اين آيه كفران نعمت است كه موقعى كه داراى نعمت است مستند به حق نميداند خيال مىكند كه بعمليات خود و شانس و بخت و اتفاق است لذا شكر گذار نيست تا براى او ثابت بماند و ازدياد شود لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ ابراهيم آيه 7 [ سوره هود ( 11 ) : آيه 10 ] وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ ( 10 ) و هر آينه اگر به او عنايت كنيم و بچشانيم نعمتهاى خود را بعد از آنكه در شدت و گرفتارى و بليات و مضرات بوده توهّم مىكند كه هيچ عيبى و نقصى در او نيست و فرحناك مىشود و افتخار مىكند . بالجمله جامعه امروزه نوعا مثل كفار زمان نبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نه نعمت را مستند به خدا ميدانند و نه بلاء و شدت را اگر نعمتى به آنها برسد خوش شانسى و خوشبختى ميدانند و موجب كبر و نخوت بر ديگران و فيس و افاده مىشود و در خود عجب و عظمت و خوبى مىبينند و اگر بلاء و مرض و فقر متوجه آنها شد مستند بطبيعت و مقتضاى وقت و عيب سايرين كه آنها نگذاشتند و جلوگيرى كردند بالاخره در خود عيبى نمىبيند باصطلاح احدى نميگويد دوغ من ترش است . وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ عكس آيه قبل كه در نعمت بود ببلاء مبتلا شد و اين در بلاء بود نعمت به او عنايت شد او مأيوس مىشود و خدا را قادر بر دفع بلاء نميداند و اين متكبّر و فرحناك مىشود و عجب مىكند اين است حال طبيعت انسان ، فقط يك دسته مؤمنين معتقد به خدا و رسول كه تمام نعمتها و بلاها را موافق حكمت و صلاح ميدانند و مستند به حق ميدانند در بلا صبر ميكنند و در